پانزده چیزی که برای پیشرفت کردن باید آنها را به فراموشی بسپارید – بخش دوم و پایانی

در بخش اول از این مطلب با 7 نکته از این موارد و توضیحات مرتبط با آنها آشنا شدید که از جمله آنها می توان به روشهای پیچیده زندگی، منفی بافی، اندیشه های عاری از احساس، میل به مورد تائید قرار گرفتن و … اشاره کرد. در این بخش به ادامه موارد می پردازیم:

  1. محصولاتی که برای فروخته شدن عرضه می شوند، ولی شما نیازی به داشتن آنها ندارید.

بسیاری از افراد با پولی که ندارند چیزهایی را خریداری می کنند که به آنها نیازی ندارند تا آنهایی را که نمی شناسند تحت تأثیر قرار دهند. شما جزو این افراد نباشید. خریدهای برنامه ریزی نشده و فکر نشده را متوقف کنید! از رفتن به مراکز خرید اجتناب کنید! مرکز خرید نه جایی برای تفریح و سرگرمی، بلکه عاملی است برای بدهکار شدن هر چه بیشتر شما. هیچ دلیلی برای اینکه بخواهید آرامش روانی خود را با نگاه کردن به تعداد زیادی از اجناس نو و بی مصرف یا کم ارزش بر هم بزنید، وجود ندارد. و همان طور که می دانید، جذابیت یک خرید جدید خیلی زودتر از اینکه صورتحساب کارت اعتباری به دست شما برسد پایان می یابد.

بنابراین همان طور که پیش از این بیان کردم، به دنبال یک زندگی راحت باشید، نه یک زندگی پر از اسراف. برای اینکه خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را تحت تأثیر قرار دهید اقدام به خرید نکنید. خودتان را با این فکر که ثروت با اشیاء مادی است که اندازه گیری می شود، گول نزنید. پول خود را با درایت مدیریت کنید تا این پول شما نباشد که شما را مدیریت می کند.

[level-member]

  1. روال قدیمی، و مطمئن انجام کارها

به خاطر داشته باشید شیوه ای که شما همیشه برای انجام کارهایتان داشته اید، تنها روش انجام آنها نیست. این احتمال که شما در 80 سالگی افسوس بخورید که چرا در دهه دوم زندگی خود آبجوی کافی مصرف نکرده اید، بسیار کم است؛ یا چرا در دهه سوم زندگی خود مقدار کافی قهوه لاته نه دلاری نخریده اید، یا چرا در تمام سال های دهه چهارم زندگی خود چندین و چند بار به یکی از رستوران های زنجیره ای نرفته اید، و یا مواردی از این قبیل. اما احساس تأسف به خاطر از دست دادن یک فرصت، یک حس واقعی و ناخوشایند است. شما نوشیدن و بیرون رفتن را با تمام وجود حس کرده اید. به اندازه کافی قهوه لاته نوشیده اید. می دانید که همبرگر در اَپِل بی (Applebee) چه مزه ای دارد. حالا زمان آن رسیده که چیز دیگری را تجربه کنید. در هر منطقه ای که به آن وارد می شوید، یا در هر خیابانی که در آن قدم می زنید، تجربه تازه ای در انتظار شماست. فقط باید فرصت ها را ببینید و آن قدر ریسک پذیر و علاقه مند به امتحان کردن ایده های نو و یا بودن در موقعیت های جدید باشید که از آنها بهره مند شوید.

  1. داشتن مشغله زیاد، ولی بدون حس

مشغولیت بی وقفه اغلب نشانه ای از اثربخش نبودن و تنبلی است. چرا که پرمشغله بودن کار آسانی است – کافیست فقط در تعدادی از فعالیت های گوناگون که تمام زمان شما را می گیرند شرکت کنید. انجام چنین کاری بهانه خوبی است برای اینکه هرگز زمان کافی برای نظافت، غذا پختن برای خودتان، بیرون رفتن با دوستان، ملاقات با افراد جدید، و مانند آن را نداشته باشید. ولی آیا چنین شیوه ای صحیح است؟ نه. به جای اینکه تمام فکر و ذکر شما فقط انجام دادن کارهای بیشتر باشد، به انجام کارهای صحیح و خوب بیندیشید. نتایج همیشه مهم تر از زمانی هستند که برای دستیابی به آنها مورد نیاز است.

  1. توهم امنیت

شما باید ریسک ها را بپذیرید. تنها زمانی پتانسیل کامل زندگی تان را خواهید شناخت که به اتفاقات پیش بینی نشده هم اجازه روی دادن بدهید. زندگی خودش یک کار سرشار از ریسک است. هر تصمیمی که می گیرید، هر تعاملی که دارید، هر گامی که بر می دارید، هر بار که صبح ها از خواب برمی خیزید، برای شما حکم یک ریسک را دارد. زندگی واقعی یعنی اینکه بدانید که از خواب بر می خیزید و آن ریسک را می پذیرید. بیرون نیامدن از رختخواب، چسبیدن به توهم امنیت، یعنی اینکه به آرامی بمیرید بدون اینکه حتی واقعاً زندگی کرده باشید. کمی ریسک پذیر باشید و پتانسیل کامل زندگی خود را بشناسید.

  1. ترس هایی که از شکست خوردن دارید.

ترس از اینکه شکست بخورید چیزی است که شکست خوردن شما را تضمین می کند. ترس از اینکه به اندازه کافی قوی، موفق، و مفید نباشید عاملی است که تضمین می کند که شما هرگز چنین خصوصیاتی را به دست نخواهید آورد. اگر به این دلیل که ممکن است شخص دیگری بهتر از شما کاری را به انجام برساند، هرگز دست به صفحه کلید رایانه، یا مداد، یا قلم مو، یا هر ابزار دیگری نبرید، پیش بینی شما به طور خودکار به واقعیت تبدیل می شود.

به یاد داشته باشید که شکست، بدترینِ ناکامی ها نیست. اینکه هرگز تلاش نکنید هم به همان بدی است و تا زمانی که خود شکست دغدغه شما باشد، متعهد و ملزم به اینکه موفق شوید یا شکست بخورید نیستید. بلکه تعهد و الزام شما به اینست که به تلاش خود ادامه دهید – تا در هر روز بهترین کاری را که در توان شماست به انجام برسانید. کل موضوع همین است. و شما به اندازه کافی قوی، ماهر، و مفید هستید که آنرا انجام دهید.

  1. خیال اینکه همه چیز باید آسان باشد.

آنهایی که به زمین می خورند و سپس دوباره روی پاهای خود می ایستند، بسیار قوی تر از آنهایی هستند که هرگز شکست نمی خورند. حتی اغلب این دردها و رنج های عمیق هستند که انسان ها را برای برخاستن، رشد کردن، و رسیدن به بالاترین حد از وجود خودشان توانمند می کنند. آنهایی که در یک مسابقه پیروز می شوند، معمولاً سریع ترین ها یا باهوش ترین ها نیستند، بلکه آنهایی هستند که بیشترین تحمل را دارند.

  1. آن گونه که توقع داشتید کارها پیش بروند.

زندگی با خندیدن و آموختن به واسطه لحظه های خوب و بد در ارتباط است. زندگی یعنی رشد کردن از طریق هر آنچه که در سر راه شما قرار می گیرد و با لبخند بر لب نگاه کردن به آنها در گذشته. شما به دلیل آن لحظه های سخت قدرتمندتر هستید، به سبب اشتباهاتی که داشته اید با خرد تر هستید، و به این خاطر که ناراحتی را شناخته اید شادتر هستید. این در مورد هر شخصی صادق است.

پس قوی باشید. حتی اگر به نظر می رسد که همه چیز دارد از هم می پاشد، باز هم این شمایید که می توانید اجازه بدهید که این وضعیت شما را محدود کند، شما را نابود کند، یا بر عکس باعث توان مندی بیشتر شما شود. شرایط به سمت بهتر شدن پیش می رود. فقط باور داشته باشید و با آن حرکت کنید. البته که همیشه هم حرکت کردن ساده نخواهد بود، ولی در پایان ارزشش را خواهد داشت. وقتی که شما در نهایت گذشته و هر آنچه که رخ داده یا رخ نداده را فراموش می کنید، وضعیت بهتری پیش روی شما قرار می گیرد. اغلب هم آنچه که شما به دنبال آن هستید را هنگامی به دست می آورید که اصلا انتظار آنرا نداشته اید.

  1. بهانه هایی که برای شروع نکردن خودتان می آورید.

احساسی که از برداشتن نخستین گام تجربه می کنید، بسیار بهتر از حسی است که از نشستن و فکر کردن درباره آن دارید. پس بلند شوید و حرکت کنید. نخستین گام را همین امسال بردارید – فقط یک گام کوچک و رو به جلو. بزرگ ترین موفقیت شما آن چیزی نیست که به آن دست یافته اید، بلکه آن چیزی است که جرات آغازش را دارید.

آینده از امروز آغاز می شود، نه فردا.

میدان در اختیار شماست …

شما نیاز دارید تا چه چیزهایی را از گذشته خود فراموش کنید؟ فکر یا عادتی که شما را در گذشته نگه می دارد چیست؟ اندیشه های خود را از طریق نوشتن یک نظر با ما به اشتراک بگذارید.

[/level-member]